تبليغاتX



* خيلي خوش آمدي عزيزم ، اميدوارم با نظرات گوهر بارت بيشتر سرافرازم کني *

شگفتیـها تاریخ اثبات وجود نیاکان ماست
آنجا که گاها علم نیز از پاسخ در میمیاند!!!

کمتر کسی است در جهان که نام دیوار چین را نشنیده باشد که بین مغولستان و چین به معنی اخص ممتد است. این دیوار بزرگ بیش از دو هزار سال عمر کرده است و بیش از 6000 کیلومتر طول دارد.

بلندی آن قسمت دیوار که در شمال پکن بناشدن است 8.5 ممتر و در نقط دیگر از 4 تا 15 متر است و قطر دیوار 4.5 تا 7.5 متر می باشد و در فواطل برجها دارد. تصور نکنید دیوار چین یک دیوار متصل دیوارهای دراز و کوتاه در هم و برهم است. چون هر دودمان پس از روی کار آمدن دیوارهائی می ساختند از این روی دیوار چین شامل دیوارهای متعدد جدا گانه شده است .

ابتدای دیوار در مشرق شانهای گوان ، نا نکو ، ین من ( در شانسی) و جیایو گوان ( در گانسو) است وساختن دیوار در قرن سوم قبل از میلاد درعهد امپراطور" شی خوانگ تی" از سلسله سلاطین " چین" ( 221 تا 108 قبل از میلاد) شروع شد و دامنه کار دیوار سازی در طی سلطنت آن دودمان بسیار وسیع گردید. یک میلیون برای این کار بسیج شده بودند و چون شرایط کار بسیار سخت بود گروه کثیری از کارگران می رفتند و برنمی گشتند.

کسانیکه در محل ساختمان می مردند جسدشان را لای دیوار می گذاشتند. اکنون در انتهای شرقی این دیوار یعنی در " شان های گوان" معبدی وجود دارد که می گویند برای بانوئی به اسم " مون جیان نو" ساخته شده است.مون جیان نو" دختری بود که با جوانی از مردم دهکده خود ازدواج کرده بود. چند روز پس از اردواج شوهر را برای دیوارسازی بردند. چند سالی از رفتن او گذشت و هیچ خبری از او نرسید.

" مون جیان نو" که پیوسته نگران سرنوشت شوهر خود بود عاقبت تصمیم گرفت شخصا برود و از وی سراغی بگیرد و او را بیابد. روزی عازم محل کار او شد پس از طی مسافت بسیار سرانجام به محل کار شوهر رسید، ولی شوهر خود را پیدا نکرد. همکارانش به او گفتند خیلی احتمال دارد که شوهرش مرده باشد و جسد او را هم لای دیوار گذارده باشند .

مون جیان نو این خبر را که شنید بسیار غمگین کردید و همانجا ماند و روزها و شبها زیر آن قسمت دیوار می نشست و گریه می کرد. شبی در اثنا گریستن ، آواز مهیبی شنید سرش را بلند کرد دید دیوار شکاف برداشته است، در داخل شکاف جسد شوهر خود را تشخیص داد ، آخر لباسی را که شوهرش برتن داشت خوب می شناخت. "مون جیان نو" بیدرنگ خود را روی جسد شوهر خود افکند و دیگر بیرون نیامد. اکنون این حکایت اسفناک همچنان در میان مردم چین برسر زبانهاست و سرزنشی از بیداد و ستم گذشتگان دارد.

نقل از بخش فارسی رادیو چین

+ نوشته شده در  87/09/01ساعت 17:56  توسط مهدی رئوف  | 


       دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود ، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است . این دیوار در نقشه جغرافیایی چین 7000 کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال 1987 در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن 9 قبل از میلاد باز می گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد . در دوره حکمرانی سلسله های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال 221 قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند. در این زمان طول دیوار چین به 5000 کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به 10 هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به 50 هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .


دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال 1368 – سال 1644 ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن 9 استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول 7300 کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند. دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان 10 متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن 4 -5 متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود . طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند . اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ". گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند . برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

 

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال 1987 میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.

نقل از: بخش فارسی رادیو چین

+ نوشته شده در  87/09/01ساعت 17:43  توسط مهدی رئوف  | 

مستند راز

or

the secret

مستند راز

لینک خرید این مستند جذاب ومتحول کننده واقعی زندگی

راز در تاريخ بشريت وجود داشته، کشف شده، پنهان شده، گمشده و دوباره پيدا شده است. تعدادي زن و مرد استثنايي اين راز را کشف کردند و به عنوان بزرگترين انسان هاي روي زمين شناخته شدند.

کارگردان
Drew Heriot

با بازی
Sophie Angelle ، John Assaraf ، Anthony Baron
محصول ۲۰۰۶ “استرالیا”
مدت زمان :۹۰ دقیقه

درباره ی فیلم:
«مستند راز» مفاهيم عميقي از زندگي را پيش روي مخاطب قرار مي‌دهد. اين فيلم با شعار «راز تمام مرزها را در مي‌نوردد تا تو را بيابد» در سينماهاي جهان اكران شد.
مستند «راز»، مصاحبه با نويسندگان، فلاسفه و دانشمندان را در دستور كار خود قرار داده است و بحثي عميق را پيرامون قانون جاذبه با آنان مطرح مي‌كند.

the secret

رازی که آرزو دارید تصور کنید. (تمام مذاهب ، فیلسوفان ، حکما و... نیز همین را گفته اند.) این راز میگوید چیزی وجود ندارد که شما نتوانید باشید یا انجام بدهید یا داشته باشید. هر چه بیشتر از این راز استفاده کنید بیشتر آن را درک میکنید.
در این فیلم دکتر جان دمارتینی(فیلسوف)، دکتر فرد آن ولف (فیزیکدان کوانتوم) ، باب دویل (نویسنده) ، بیل هریس ( روانشناس) ، دکتر جان هگلین (فیزیکدان کوانتوم) ، جیمز آرتور ری (فیلسوف) ، نیل دونالد والش (نویسنده) و ... از این راز صحبت می کنند.
و اما آنچه در مورد این راز گفته میشود:
همه ما با نیروی کاملاً یکسانی زندگی میکنیم. با یک قانون: قانون جاذبه.
این قانون میگوید: هرچیزی را که وارد زندگیمان میشود را خودمان جذب کرده ایم.تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب میکنیم. قانون جاذبه اهمیتی نمیدهد که شما چه چیزی را میخواهید و چه چیزی را نمیخواهید. حتی وقتی به چیزی فکر میکنید یا نگاه میکنید که آن را نمیخواهید و با آن مخالفت میکنید آن را به طرف خودتان جذب میکنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است.
هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود.
مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند که بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهتگیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.
هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید.
به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد.
چرچیل: شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش میروید.
زندگی می تواند کاملاً رؤیایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما از این راز استفاده کنید.
جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط میگوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار میکند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمیخواهید یا دوست ندارید ، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم میگوید:فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم میکند.
آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن.
آن چیزی را که میخواهید طلب کنید .( اکثر ما به خودمان اجازه نمیدهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان میخواهد طلب کنیم.) کائنات به افکارشما پاسخ میدهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که میخواهید همجهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید.
اکثر افراد افکارشان را به عکس العمل نشان دادن به چیزی که وجود دارد صرف میکنند.(اگر به آن چیزی که هست نگاه کنید و حتی اگر آن را نخواهید یا از آن ناراضی باشید)و به آن فکر کنید، قانون جاذبه دوباره همان چیز را به شما میدهد.
بودا: هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.
اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا میکنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان میشود.

+ نوشته شده در  87/08/24ساعت 18:12  توسط مهدی رئوف  | 

 

مثلث برمودا در شرق فلوریدای آمریکا در اقیانوس اطلس قرار دارد. مثلث، واژه مناسبی برای این منطقه نیست، چون درواقع این منطقه یک بیضی (یا شاید دایره ای بزرگ) است.

مثلث برمودا

پیشینه
واژه مثلث برمودا اولین بار در سال ۱۹۶۴ توسط وینسنت گادیس استفاده شد. او در مقاله ای با همین نام برای اولین بار از مفقود شدن تعداد زیادی هواپیما و کشتی در مثلث برمودا خبر داد. پیش از او جورج.اکس.سندز هم در سال ۱۹۵۲ به این اتفاقات عجیب اشاره کرده بود. در سال ۱۹۶۹ جان والاس اسپنسر کتابی با نام برزخ گمشده در مورد مثلث برمودا نوشت و کمی بعد از آن، مثلث شیطان دیگر نام شناخته شده در جهان به شمار می رفت، اما رازآلودگی این منطقه جغرافیایی مربوط به قرن حاضر نیست. اولین بار افسانه برمودا در نوشته های کریستف کلمب- کاشف نامی - مطرح شده است. با مطالعه نوشته های روزانه او مشخص می شود که اولین مشکل او در کشف دنیای جدید در دریای سارگاسو پدید آمده است. در یادداشت های او آمده است که خدمه با دیدن پرندگان دریایی انتظار داشتند در فاصله کوتاهی به خشکی برسند، اما حتی چند روز دل دریا را شکافتن هم آنها را به ساحل یا حتی جزیره کوچکی نرساند. او در همین یادداشت ها به تاریخ چند روز بعد، فرود آمدن شهاب بزرگی را از آسمان به صورت توپی از نور که از بالا افتاده است ثبت می کند. کلمب در همین یادداشت ها می نویسد که چند روز بعد او و چند نفر از خدمه اش نورهای رقصانی را در افق مشاهده کرده اند.
این دست گزارش ها در مورد برمودا چه از سوی کلمب و بعدها دیگر دریانوردان، همیشه این منطقه جغرافیایی را به منطقه ای وهم آلود تبدیل کرده است. از روزی که کلمب به عنوان اولین انسان از دنیای قدیم در این منطقه پا گذاشته است تاکنون، اتفاقات ناگوار و مشکوکی در این منطقه پیش آمده، بخصوص در یکصد سال گذشته که با عبور هواپیماها از این منطقه، ترافیک آن سنگین تر هم شده است. در همین دوره تا به حال یکهزار نفر جان خود را در برمودا از دست داده اند، اما در اینجا مسئله ای مهمتر از مرگ انسان ها مطرح است؛ این افراد چگونه کشته شده اند؟ یا اگر کمی خرافاتی باشیم آیا اصلا کشته شده اند یا نه؟
● موقعیت جغرافیایی
مثلث برمودا در شرق فلوریدای آمریکا در اقیانوس اطلس قرار دارد. مثلث، واژه مناسبی برای این منطقه نیست، چون درواقع این منطقه یک بیضی (یا شاید دایره ای بزرگ) است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. گفته می شود طول جغرافیایی کرانه غربی برمودا ۸۰ درجه است و روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی در آن روی هم منطبق هستند، قرار دارد. در این نقطه هیچ انحرافی در عقربه قطب نما محاسبه نمی شود، اما نظر دیگری در این مورد وجود دارد که می گوید کرانه غربی برمودا ۶ درجه با مرکز تلاقی شمال حقیقی و مغناطیسی اختلاف درجه دارد. به هر حال همان طور که مشاهده می شود ابهامات در مورد این مثلث شیطانی بسیار زیاد است. بارزترین ویژگی اقلیمی برمودا گرما و باران بسیار زیاد است.
بارش سالانه و طبیعی باران در این منطقه ۶۰ اینچ (۱۵۲ سانتی متر) برآورده می شود. این میزان، برآورد بارش سالانه آن است، اما گفته می شود هربار که یک توفان استوایی یا هاریکین (توفان های پرقدرت تر از توفان های استوایی مثل کاترینا) به این منطقه می رسد، ده ها اینچ باران فقط در عرض چند ساعت بر سطح منطقه باریده می شود. برمودا در بین جغرافی دانان به خاطر تغییرات ناگهانی آب و هوایی و پدید آمدن توفان، بسیار مشهور است، به گونه ای که در چندین مورد گزارش شده است که پدیده های اقلیمی فقط در عرض چند ثانیه شکل گرفته اند. بادهای بسیار سهمگین و بارش های سیل آسا هم همیشه از ویژگی های این پدیده های اقلیمی که معمولا توفان هستند، به شمار می روند.
در زیر دریا هم وضع به همین منوال است. توپوگرافی کف اقیانوس در این منطقه یکی از عجایب روزگار به شمار می رود. باور عموم بر این است که این منطقه از اقیانوس بسیار کم عمق است. این قضیه در مناطقی از مثلث برمودا که به فلوریدا نزدیک است، صادق است، اما فقط چند مایل دورتر از آن، جایی که صفحه قاره ای اطلس شمالی شکسته می شود، ناگهان عمق آب به ۱۲ هزار فوت می رسد.
عمیق ترین منطقه مثلث برمودا با نام گودال پورتوریکو در ۱۰۰ مایلی شمال پورتوریکو قرار دارد که عمق آن ۳۰هزار فوت تخمین زده می شود. این الگوی بسیار نامنظم توپوگرافی باعث شده است که تا به امروز هیچ نقشه دقیق و واضحی از این منطقه ارائه نشود. دانستنی های جغرافی دانان در مورد سطح کف اقیانوس در این منطقه بسیار محدود است و گفته می شود در کف آن انواع غارها و پستی و بلندی های کوچک و بزرگ وجود دارد، البته محدودیت دانستنی های ما از کف اقیانوس ها تنها به این منطقه محدود نمی شود، با این حال اخیرا دانشمندان با جریانی پرقدرت در زیر جریان های معمولی اقیانوسی در این منطقه برخورد کرده اند که دقیقا برخلاف جریان های معمولی حرکت می کند. این جریان پنهان تاثیرات زیادی بر آب های منطقه می گذارد. یکی از اسرارآمیزترین آنها، به وجود آمدن احجام بزرگ و سفیدی ست که فقط از طریق ماهواره ها دیده می شوند. شاید تطابق شمال حقیقی و شمال مغناطیسی در این منطقه باعث وجود آمدن این پدیده های غریب و تا حدی ترسناک می شود.
در مورد خاصیت مغناطیسی این منطقه هم باید گفت چندی پیش تحقیقی گسترده در این مورد از سوی ایالات متحده انجام گرفت. یکی از نتایج جالب آن، عدم وجود میدان های بزرگ و شدید مغناطیسی ست؛ چیزی که خلبانان هواپیماها و خدمه کشتی ها همیشه آن را مطرح می کنند. البته دانشمندان معتقدند نباید این گفته را نادیده گرفت، چون هنوز چیزهای بسیار زیادی در مورد میدان مغناطیسی مثلث برمودا وجود دارد که بر آنها پوشیده است.
در شرق مثلث برمودا، همان طور که گفته شد دریای سارگاسو قرار دارد. این دریا، یکی از عوامل اصلی مشهور شدن برموداست. در این منطقه از اقیانوس اطلس چند جزیره کوچک و چند دسته جلبک شناور بزرگ قرار دارد. بین این جزایر و جلبک ها جریان آب گرمی درجهت عقربه های ساعت وجود دارد که تاثیر زیادی بر شرایط اقلیمی منطقه می گذارد و همیشه آن را آرام و مه آلود نگه می دارد. این دریا همان دریایی ست که کلمب در آن گرفتار شده بود و به شوخی به ملوانان خود گفته بود که هرگز نخواهند توانست از آن خارج شود. یکی دیگر از ویژگی های این دریای خوف انگیز، قابلیت آن برای کشیدن اجسام خارجی به درون خود است، به گونه ای که گفته می شود سارگاسو، قلب آهنربایی اطلس است.

● افسانه ها
افسانه هایی که در مورد مثلث برمودا در میان مردم جهان وجود دارد بسیار عجیب و هولناک است. اولین موارد آنها همان طور که اشاره شد به یادداشت های روزانه کریستوف کلمب بازمی گردد، اما این یادداشت ها در برابر موارد بعدی بسیار معمولی تر و حتی گاهی منطقی تر به نظر می رسند. عجیب ترین افسانه مثلث برمودا پرواز ۱۹ است که در دسامبر ۱۹۴۵ اتفاق افتاد. این هواپیما در ساعت ۲:۱۰ از پایگاهی در ایالت فلوریدا به هوا بلند شد. این پرواز، پروازی آزمایشی برای آزمایش بمب های جدید ارتش آمریکا بود. یک ساعت پس از پرواز، خلبان پرواز با رادیو اعلام کرد که هیچ کدام از سیستم های او کار نمی کنند. ایستگاه زمینی از خلبان خواست به سمت شمال تغییر مسیر دهد. چند دقیقه بعد ارتباط این پرواز به همراه تمامی خدمه اش با زمین قطع شد و دیگر هیچ وقت اثری از لاشه هواپیما یا جسد خدمه اش یافت نشد. این اتفاق در ۵:۵۰ بعدازظهر اتفاق افتاد. در ساعت ۶:۲۰ قایق نجات دامبو برای یافتن هواپیمای پرواز ۱۹ راهی منطقه شد، اما هوای توفانی مانع کار آنان شد و پس از آن هرگز اثری از پرواز ۱۹ یافت نشد.
در مورد اکثر تراژدی های مثلث برمودا چند نکته مشترک وجود دارد. در بیشتر آنها ارتباط رادیویی کشتی ها و هواپیماها تا آخرین لحظه با پایگاه زمینی برقرار بوده و همیشه پیام های غیرعادی مخابره می شده است که حاکی از عدم کنترل آنان روی دستگاه ها و ابزارها بوده یا چرخش عقربه های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی، آن هم در روز صاف و آفتابی یا تغییراتی غیرعادی در آب ها که تا لحظاتی قبل آرام بوده اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی آنها مخابره می شوند.
در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی، دستگاه ها و ابزارهای قایق های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان، دوباره شروع به کار کرده اند. در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت شده است: خطری همانند یک خنجر هم اکنون بسرعت می آید. ما نمی توانیم فرار کنیم . جالب است بدانید پس از مخابره این پیام، کشتی ناپدید شد و هرگز یافت نشد.
اما عجیب ترین داستان برمودا به یک پرواز مسافری مربوط می شود. ارتباط راداری این هواپیمای مسافربری در حالی که برای فرود آماده بود، ناگهان قطع شد و ۱۰دقیقه، هیچ ارتباطی - چه راداری یا رادیویی - با فرودگاه فلوریدا نداشت. پس از ۱۰ دقیقه هواپیما دوباره در صفحه رادار ظاهر شد و بسیار عادی در باند فرود آمد، اما خلبان و خدمه آن از آنچه افراد پایگاه می گفتند اظهار بی اطلاعی می کردند، زیرا تا آنجا که به آنها مربوط بود هیچ اتفاق غیرعادی نیفتاده بود، جالب اینکه ساعت های تمام سرنشینان ۱۰ دقیقه از زمان واقعی عقب تر بود، درحالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه، وقت اصلی را با فرودگاه کنترل کرده بود و در آن هیچ اختلاف زمانی بین فرودگاه و هواپیما وجود نداشت. آیا واقعا هواپیما ۱۰ دقیقه از بعد زمان و مکان زمین خارج شده بود؟ آیا هواپیما برای ۱۰ دقیقه به بعد زمان و مکان دیگری منتقل شده بود؟ اینها سئوالاتی ست که به نظر می رسد هرگز پاسخ منطقی برای آنها پیدا نخواهد شد و همگی به حضور شیطانی مثلث برمودا در آن منطقه مربوط می شود.

حقیقت برمودا
دلایل منطقی و غیرمنطقی زیادی برای توجیه پدیده های غیرطبیعی مثلث برمودا ارائه شده است که به بعضی از آنها اشاره خواهد شد.
آب و هوای استوایی:
این منطقه از لحاظ اقلیمی، یکی از بحرانی ترین مناطق اقیانوسی دنیا به شمار می رود. همان طور که گفته شد ممکن است در عرض چند دقیقه، توفانی عظیم در آن پدید بیاید؛ توفانی که می تواند هر هواپیما یا شناوری را در چند لحظه نابود کند. جالب است بدانید اکثر این توفان ها حتی توسط ماهواره ها هم شناسایی نمی شوند.
دریانوردان آماتور:
طبق آمارها در این منطقه در جهان بیش از هر جای دیگر درخواست کمک می شود (حدود ۸ هزار مورد در سال یا به عبارتی بیش از ۲۰ مورد در روز). اکثر این درخواست ها از سوی ملوانان آماتور و غیرحرفه ای ست که با داشتن ذهنیت منفی از برمودا، هر پدیده ای را در این منطقه، پدیده ای ماورای زمینی می دانند.
زلزله های زیرزمینی:
هرچند تا به حال هیچ پدیده زمینی در این منطقه رسما ثبت و گزارش نشده است، دانشمندان زلزله های زیادی را در کف اقیانوس در منطقه مثلث برمودا کشف کرده اند. این زلزله ها می توانند در مناطق کم عمق تر باعث پدیده های مخربی همچون سونامی شرق آسیا شوند.
جریان آب خلیج:
این جریان اقیانوسی بسیار پرقدرت است و حتی گزارش شده که سرعت آن در برخی مناطق به پنج مایل بر ساعت هم می رسد. این جریان برای اینکه قایق ها را چندصد مایل به این طرف و آن طرف بکشاند، کافی ست؛ خصوصا اگر خدمه کشتی برای مقابله با این جریان آمادگی قبلی نداشته باشند. این جریان در ترکیب با مغناطیس غیرمعمولی منطقه می تواند باعث هر پدیده پیش بینی نشده ای باشد.
تئوری حباب های گازی:
نظریه حباب های گازی نظریه ای عجیب، اما منطقی به نظر می رسد که از سوی برخی دانشمندان مطرح می شود. این دسته از دانشمندان بر وجود میزان بسیار زیادی هیدرات گازی در این منطقه اعتقاد دارند که این گازها باعث ایجاد چگالی زیادی در آب می شود و همین امر می تواند باعث بروز پیامدهای ناگواری شود.
علاوه بر این نظریه های علمی، نظریات غیرمعقول و ماورایی زیادی هم در مورد اتفاقات برمودا ارائه شده است که بیشتر از سوی انسان های خرافاتی عنوان و پذیرفته می شوند.
برخی معتقدند موجوداتی فرازمینی این منطقه را برای انتخاب نمونه های آزمایشگاهی خود که انسان ها باشند انتخاب کرده اند و هرچند وقت یک بار یک یا چند نمونه را با خود به فضای ماورای زمین می برند. با این حال حتی همین انسان ها هیچ گزارشی از دیده شدن بشقاب پرنده ها منتشر نکرده اند. برخی دیگر می گویند مثلث برمودا محلی ست که شهر گمشده آتلانتیس در آن قرار دارد، البته این نظریه هم در حد همان موجودات فضایی ست و نمی توان آن را باورپذیر دانست. در این مورد نظریات دیگری هم وجود دارد که همگی از نظر علمی غیرقابل توضیح هستند.
به هر حال تا روزی که علم انسان دانش محور، اسرار این مثلث شیطانی را حل نکند، ایده های غیرعلمی ادامه خواهد داشت.
مثلث اژدها
دریای شیطان و مثلث اژدها در دریای فیلیپین در شرق سواحل چین به خاطر بلعیدن یکباره شناورها و خدمه اش مشهور است. در حالی که طبق افسانه های محلی و بومی، این منطقه متعلق به سلسله های پادشاهی گمشده ای است که در زیر دریا مستقر شده اند، دانشمندان معتقدند این منطقه هم همانند مثلث برمودا در دیگر سوی جهان دارای خواص مغناطیسی ویژه ای ست.
افسانه دیگری در مورد مثلث اژدها وجود دارد که طبق آن اژدهایی در اعماق آب های این منطقه زندگی می کند و هر گاه که اژدها حرکت می کند، امواج وحشتناکی در پی حرکت او به وجود می آید. به هر حال دولت ژاپن در سال ۱۹۵۰، این منطقه را منطقه خطرناک معرفی کرد و به ماهیگیران و دیگران توصیه کرد به این منطقه سفر نکنند. در سال ۱۹۵۲ هم شناوری تحقیقاتی از جانب دولت ژاپن برای بررسی ابهامات موجود به دریای شیطان ارسال شد که هیچ گاه باز نگشت و تمام ۹ محقق و ۲۲ سرنشین آن برای همیشه مفقود شدند.

+ نوشته شده در  87/08/23ساعت 10:23  توسط مهدی رئوف  | 

 

کتاب شگفتیها وعجایب هفت

 اطلاعات بیشتر

  • (عجايب هفت گانه باستاني)
    اهرام مصر ، باغ هاي معلق بابل ، معبد آرتميس ، مجسمه زئوس ، آرامگاه ماسلوس ، مجسمه ردس ، فانوس دريايي اسكندريه
  • (عجايب هفت گانه سده هاي ميانه)
    غار ده هزار بودا ، زيمبابوه بزرگ ، انگكر وات ، دژ شواليه ها ، كليساي سالزبري ، الحامبرا ، تنچتيتلان
  • (عجايب هفت گانه قرآن)
    پيامبري كه پس از مرگ دوباره زنده شد ، پيامبري كه پدر نداشت ، دو عالم هستي ، شش روز خلقت آسمان و زمین ، اصحاب
  • کهف ، هفت طبقه آسمان و زمین ، هفت روز عذاب
  • (عجايب هفت گانه مافوق طبيعي)
    مثلث برمودا ، بشقاب پرنده ، الفبای ماوراء الطبیعه ، جادوگر قرن بیستم ، تله پاتی از راه دور ، جوکی های هندی ، جاده آتشین
  • (عجايب هفت گانه مهندسي)
    تماشاخانه سيدني ، تونل مانش ، فرودگاه كانزاي ، هواپيماي كنكورد ، سد آسوان ، برج سيرز ، مركز فضايي كندي .

    دوستان عزیز لطفا نظر یادتون نره

  • + نوشته شده در  87/08/15ساعت 19:56  توسط مهدی رئوف  | 

     

    *
    *
    *
    *
    *
    *
    *